Adbrite

Your Ad Here
Your Ad Here
Showing posts with label دعا. Show all posts
Showing posts with label دعا. Show all posts

Monday, August 16, 2010

يادداشتهای پراکنده

يک دنيا درد دل و فقط دو گوش براي شنيدن که آنها هم گوشهاي خودم هستند!
لابد به همين خاطر است که مي نويسم .

پشت يک چهره زيبا چه نفس متعفني مي تواند پنهان مانده باشد؟

حرفهاي نگفته ، رازهاي نگشوده، دلهاي بيدار نشده، اذهان آگاه نشده و سر درد هاي من که روز به روز بدتر مي شوند.

زماني براي مستي .
وقتي که در خانه تنهايم و گوشي تلفن را کشيده ام .
کسي نيست . 
براي هيچ کاري کسي نيست . نه براي نق زدن و نصيحت هاي آزار دهنده و نه براي مصاحبت و همنشيني .
کسي نيست و تنهايم.
و آنگاه بياد مي آورم روزهاي از دست رفته را ، عمر تلف شده را ، عشق پايمال شده را .
چقدر خوب است که تنهايم . چون اگر کسي بود ، ( که مسلما هم حوصله درد دلهايم را نداشت ) بيشتر دلم مي سوخت.

خدايا اگر وجود داري پس لاقل درکم کن . ازت چيزي نمي خواهم . نمي خواهم مشکلاتم را حل کني و به آرزوهايم برساني ام . فقط مي خواهم درکم کني . لاقل درکم کن.

اگر ازم بپرسند براي اين زندگي که داري چه اسم مناسبي در نظر گرفته اي ؟ مي گويم ((کلاس آموزش صبر))

اي خدايا اين مصيبت هايي که به من عطا کرده اي چقدر سختند و بجز خودت کسي از اين موضوع خبر ندارد!

اي خدايا از تو شاکي ام که چرا مرا نيز پست نيافريده اي